Million Dollar Baby

Million Dollar Baby

"از خودت مراقبت کن، از اون زنیکه فاصله بگیر"
این حرف برای یک مربی نیست که کنار رینگ به بوکسورش بگوید
احتمالا فریاد های پدریست که از سکو ها ضربه خوردن فرزند خودش را میبیند و کاری نمیتواند بکند
دختر میلیون دلاری با همه ضعف هایی که دارد باز هم برای من تکان دهنده و دوست داشتنی است
روایت پدر و دختر و عشق میان آنها
فرانکیه تنها ،خوش قلب،محتاط، ترسو، محافظه کار
مگی تنها، دیوانه، کمال گرا که این جنون انگار برای پیروز
اش کافی نیست
همان طور که اسکرپ گفت "مگی وقتی از این در اومد تو هیچی نداشت جز کله شقی ،فرانکی اگه تو نبودی اون هیچ کاری نمیتونست بکنه"
فرانکی پیر مردی عنق، تنها که گویی
دیگران او را به خاطر همین محافظه کاری اش رها کردند
فرانکی میگوید یک انسان به من نشان بده که سر تا سر وجودش قلب باشد تا اورا به بهترین بوکسور تبدیل کنم
انگار واقعیت غیر از این است
فرانکی سر تا سر احساس است و در تنگنا هایی که بقیه در آن هستند بیشتر از خودشان رنج میبرد
او تاب مشت خوردن و خون ریزی بوکسورش را ندارد
برای همین محافظه کار و ترسو است
برای همین جلوی کمال گرایی بقیه را میگیرد
برای همین دیگران او را رها کردند
دخترش،ویلی و حتی شاید اسکرپ
نامه هایی که برای دخترش میفرستد و هیچ کدام به مقصد نمیرسد
مگی با جنون و کمال گرایی اش با فرانکی در تضاد است او هیچ قانونی نمیشناسد
اما چرا او هم ماننده دیگران فرانکی را رها نکرد؟
داستان که پیش میرود و از گذشته مگی و به ظاهر خانواده اش آشنا میشویم
مگی هم گویی کسی را جز فرانکی را ندارد
رابطه آنها بیشتر پیش میرود و عشقی میان آنها به وجود می آید
به واکنش های فرانکی گوشه رینگ دقت کنید
به حرف های او
این واکنش ها و حرف ها بیشتر واکنش های یک پدر
است تا مربی
کشیش در تنگنا به فرانکی میگوید: اگر کاری که او ازت میخواد رو انجام بدی محو میشی
همین است
فرانکی بعد از مرگ مگی دوباره دخترش را از دست داد
و محو شد

Alireza liked these reviews