One Hundred and One Dalmatians

One Hundred and One Dalmatians

جدا از تصویر سازی های خاص و جذاب و صدای گرم و دلنشین بازیگران چیزی که درباره آن دوست دارم یک نوع جهان آسان و به شدت سر خوشی است که نمایش داده میشود.
گویی تمام فاصله بین خواستن ها تا رسیدن ها یک سری اتفاقات مسخره و سهل است و بعد از رسیدن ها جهان بی اندازه رنگین میشود.
همه میخوانند و میرقصند و خوشحالند.
سگی از مجرد بودن صاحبش خسته شده و از پنجره بیرون را نگاه میکند تا موردی برای خود و صاحبش بیابد
صاحب را به پارک میکشاند و با شیطنت کاری میکند که زن و مرد داخل استخر بیوفتند و سپس میخندند و کات به کلیسا
راجر و استلا و سگ ها ازدواج میکنند.
در پایان فیلم راجر و استلا هیچ گاه از نگه داری صد و یک سگ خالدار نگران نیستند و خوشحالند و آواز میخوانند.
در این گونه انیمیشن ها نابودی تمام ضد قهرمان ها از پیش معلوم شده است.
قهرمان ها و ضد قهرمان هارا با هم دوست داریم.
اگر ناخوشی و نگرانی و ناراحتی باشد سریع با یک اتفاقات فانتزی برطرف میشود.
نرسیدن ها ، از دست دادن ها و مرگ ها همه حل میشوند
سگ 15 بچه به دنیا می آورد و یکی از آنها میمیرد و مرد آن توله مرده را لای پتو گرم میکند و توله زنده میشود.
به همین راحتی.
من به کلمه "فیلم های حال خوب کن" اعتقاد دارم
اما نه فیلم هایی که با احساس گرایی و کاراکتر های کلیشه ای و شعار های تکراری سعی در انکار وضع موجود را دارند.
بلکه فیلمهایی را حال خوب کن میدانم که یک ساعت و خورده ای ما را به یک جهان رویا گونه میبرند و در آن غلت میزنیم و فراموش میکنیم که مثلا مرگ با گرم شدن لای پتو برطرف نمیشود.
صد و یک سگ خالدار هم از آن نوع فیلم هاست .