Shame

Shame

ایوا به یان :《این فرار تو از واقعیت منو دیوونه میکنه》
سرباز به ایوا :《 دیدگاه سیاسی شما چیه》
ایوا :《هیچ وقت با سیاست درگیر نبودم، هیچ عقیده ای ندارم》

با شناختی که از فیلم های قبلی برگمان داشتم هیچ وقت انتظار نداشتم راجع به مسائلی همچون جنگ ، صلح یا برخی مسائل اجتماعی فیلم بسازد
او فیلم میسازد و عمیق ترین مسائل روحی را که از درونش سرچشمه میگیرد را به تصویر میکشد.
شرم در نگاه اول برای من فیلمی متفاوت تر از دیگر آثار او بود .
اما برای بار دوم متوجه شدم که اینطور نیست.
فقط به دیالوگ های بالا نگاه کنید تا بفهمید مسئله جنگ نیست.
شرم در نیم ساعت اول دلنشین ترین است
زن و شوهر پیانیستی که به قول ایوا از واقعیت فرار کرده اند در جزیره ای که معلوم نیست کجاست سکونت دارند و کشاورزی میکنند
رادیو اشان خراب است و اخبار را دنبال نمیکنند
چه دلنشین و چه عشقی.
انگار این فیلم روحیات ظریف دو هنرمندی را نشان داده که نسبت به اطرافشان بی تفاوت اند و زندگی بر وقف مراد است.
به بی دفاعی و بغل کردن های ایوا و یان در مقابل سربازان دقت کنید .انگار این واقعیتی که یان از آن فراری بود روزی سراغشان آمد و در ادامه ترس بود و بی دفاعی و آغوش.
و خب در ادامه خدشه دار شدن و بهم ریختن و شکسته شدن این احساسات را میبینیم
تا جایی که یان که نمیتوانست حتی یک مرغ را بکشد در ادامه از میان انبوهی سرباز کشته شده قایقش را پارو میزند و بی تفاوت از آنها میگذرد.
و عشقی که به جمله "اگر نیایی بهتر است" تبدیل میشود
یان و ایوا اینبار در دل واقعیت اند و یان برای بقا پارو میزند
.
ایوا از خواب دلنشینی میگوید که تلخی ها به نظرش وحشتناک نبودند:《 در تمام مدت میدونستم که باید یک چیز و یه کسی را به خاطر بیاورم اما فراموش کرده بودم که اون چیز چی بود》

Alireza liked this review