Toy Story 4

Toy Story 4

با دیدن وودی اولین چیزی که به ذهن میرسد چیست؟
"وفاداری و احساس تعلق"
این چیزی است که جان لستر خلق کرده.
اسباب بازی ای که سال ها برای وفادار ماندن ماجراجویی کرده و دردسر کشیده، گویی هیچ وقت جز برای دیگری، زندگی نکرده است.
وودی وقتی از صاحبش دور میشود رنج میکشد و زمانی که در رخت خواب کنار او میخوابد آرام میگیرد.
.
خب قسمت چهار مختص به خود وودی است.
تلنگری که به او وارد میشود تا از این پس برای خود زندگی کند و دیگر وابسته نباشد.
ابتدا به او بی توجهی میشود(خب این چیزی است که سال ها با آن در سه قسمت قبل هم مواجه بوده)
.
شاید دلیل آمدن فورکی به داستان این باشد که وودی بفهمد ؛ اسباب بازی ها روزی می آیند ،محبت میبینند،بازی داده میشوند و سپس تکراری میشوند ، تکراری میشوند و تمام میشوند و در گوشه کمد جا میگیرند و اسباب بازی های جدید می آیند و همین تکرار میشود.
.
سپس اسباب بازی ای را میبیند که تفاوت چندانی با او ندارد گویی عاقبت خود وودی است.
گبی گبی که مدت ها برای مورد توجه واقع شدن در ویترینی نشسته و زندگی را از خود سلب کرده
او نادان یا بی رحم نیست او هنوز باور نکرده که بعضی چیز ها روزی منقضی میشوند و این شخص است که باید عبور کند. پس، از فکر به گذشته و امید به آینده رنج میکشد.
سپس وودی عاشق میشود.
شاید بزرگ ترین دلیل جدایی وودی از صاحبش همین باشد چیزی که کمی بیشتر از وفاداری است.
روی پل کنار باز لایتر است که از بین مورد عشق واقع شدن و عشق ورزیدن ، عشق ورزیدن را انتخاب میکند.
از این پس وودی برای خودش است.
برای خود ماجراجویی میکند.
و شاید این بهترین پایان برای این گاوچران دوست داشتنی باشد.