• Accident

    Accident

    ★★★★★

    This review may contain spoilers. I can handle the truth.

    مردانگی چیز عجیب و جالبیه. از اون طرف اما زنانگی بسیار جالب‌تر و مرموزتره. یه زن بیاد که معلوم نیست ننش کیه، باباس کیه، بعد 3 تا مرد رو، شامل‌ دو استاد دانشگاه آکسفورد و یک دانشجوی اشراف‌زاده، به حون هم بندازه و بگاد و بره، این یعنی چی؟ یعنی ۵این فیلم ستاره نوش جونش.

  • There Will Be Blood

    There Will Be Blood

    ★★★★★

    امریکا.

  • Johnny Guitar

    Johnny Guitar

    ★★★★½

    Great film. Wonderful Crowford.

  • Another Round

    Another Round

    I need that extra amount of alcohol in my blood :"(

  • The Mother and the Whore

    The Mother and the Whore

    ★★★★★

    ژان اوستاش در مورد فیلم گفته بود چند سالی با زنی رابطه ی عاشقانه داشته و خیلی دوست داشته فیلمی بسازه که اوت زن توش بازی کنه. اما اون مدتی که با هم در رابطه بودن، نوع فیلمایی که اوستاش میساخت عمدتا مستند بودن و خیلی ایجاب نمیکرد این موضوع. این فیلمو برای ژان پیر لئو و اون زن که اسمش کاترین بود نوشته و اگه موافقت به همکاری نمیکردن هرگز ساخته نمیشد. کاترین خونهکی خودش رو برای فیلمبرداری در…

  • Ninotchka

    Ninotchka

    ★★★★★

    ۱- هفت هشت سال پیش، برنامه ۴، ۳، ۲، ۱. تکه‌ای از فیلم خوشه‌های خشم پخش شد. دو نفر ادعا کردند جان فورد بره وسترنشو بسازه بهتره. شهرام جعفری نژاد که انگار از این حرف خوشش نیمده بود، با شور و اشتیاق شروع کرد به تعریف از فیلم. همینطور اشتیاقش رو به فزونی بود که در اوج صحبتاش گفت "اصلا آدم با دیدن این صحنه دلش میخواد سجده بزنه به پرده‌ی سینما". از اون موقع این عبارت و اون طرز…

  • Short Cuts

    Short Cuts

    هر چی به پایان فیلم نزدیک‌تر میشدیم، بیشتر نگران این میشدم که چطور قراره این قصه‌ها رو به هم ربط بده. اما اون سکانس پایانی(که قرینه‌ی جالبی هم با سکانس ابتدایی داره) منو یاد دو جمله انداخت. یکی منتسب به بیل گیتس و دیگری از هایدگر
    ۱- کارها و پروژه‌ها رو به آدمای لش و تنبل بسپرید. اونها بهترین روش در کوتاه‌ترین زمان ممکن رو با حداقل تلاش پیدا میکنند
    ۲- مگر خدایی نجاتمون بده

  • All That Heaven Allows

    All That Heaven Allows

    ★★★★★

    بی‌غل‌و‌غش. نه شخصیت‌های چندلایه و پیچیده و نه روایت تو دو تو و پر جزییات. شخصیت‌های تک بعدی و روایت ساده. پیچیدگی اما بر دوش میزانسن‌ها بود. و صد البته رنگ‌ها. حضور رنگ‌ها بی‌تردید بر جوشش احساسات و بالا و پایین شدنشون تاثیرگذار بود.
    با این که ملودرام اساسا ژانر احساسی‌ای هست و مستعد افتادن به ورطه‌ی سانتی‌مانتالیسم و یا حتی سواستفاده از احساسات مخاطب، کاملا از این حربه حذر کرده. خبری از گریه‌ی راه و بی‌راه بازیگرا نبود و تنها ۳ ۴ کلوزآپ در فیلم استفاده شده بود، آن هم در لحظاتی که کاملا منطقی بود. واسه همینه میگن بی‌غل‌و‌غش. ۵ ستاره نوش

  • Pride & Prejudice

    Pride & Prejudice

    اقتباس هالیوودی از غرور و تعصب. حشر به تصویر کشیدن موقعیت‌ها پشت سر هم، بدون اینکه فرصت بده به مخاطب برای هضمش(احتمالا برای طولانی‌نشدن فیلم)، تصاویری خوش رنگ و لعاب و پر از ادا اطوار. ولی در بسیاری از موارد فاقد کارکردی عاطفی لازم. البته بعضی از صحنه‌ها در جزییات خوب بودن. اما قطع به یقین فیلم در کلیت اخته است.

  • The Passenger

    The Passenger

    ★★★★★

    مسافر رو اسم بهتری برای فیلم می‌دونم تا حرفه:خبرنگار. همون‌طور که مسافر رو اطلاق بهتری ‌میدونم برای اون کسی که فیلمو می‌بینه تا مخاطب. با دیدنش، من هم سفر کردم. یک سفر معرکه و تکرارنشدنی.

  • Bringing Up Baby

    Bringing Up Baby

    ★★★★½

    سه سال پیش دیدم. ولی مزه‌ی خاطره‌ی خوب اون عصری که برام ساخت تو سینماتک‌، هنوز زیر زبونمه.

  • Five Easy Pieces

    Five Easy Pieces

    ★★★★½

    دوستی درباره‌ی فیلم گفت: درباره‌ی فرار از چیزها.
    جالب بود. فیلم رو در ذهنم مرور کردم. موقعیت‌هایی که بابی با آنها روبرو شد و
    واکنشی که نشان داد، از فرار از خانه‌ی پدری تا فرار انتهایی فیلم از دست رَیت. یادآوری این صحنه‌ها حرف دوستم رو جالب‌تر می‌کرد. اما صحنه‌ای یادم اومد که شاید منطقی‌ترین موقعیت برای فرار بابی بود به نسبت موقعیت‌های دیگری که در آن قرار گرفت. جایی که در ترافیک سنگین، پشت پیانویی که بار یک کامیون…