The Worst Person in the World

The Worst Person in the World ★★★½

Aksel : I don’t want to live on through my art. I want to live in my flat. 

کماکان Oslo, August 31 st بهترینِ‌ این سه گانه است. فیلم دوم، در نظر من “کامل تر، پخته تر و ساخته شده از سر هوس و حوصله ی” بیشتری بوده. تریر، ویژگی های فرمی دگما را در بهترین و کاربردی ترین حالتش و نه رادیکال ترینش، (دوربین روی دست، استفاده از نور طبیعی و …) همچون دوفیلم دیگر در اینجا نیز برای بیان هرچه بهتر داستانش بکار می بندد. تریر و اسکیل ووت، حتما تمام تلاششان را کرده اند تا”بدترین فرد در جهان” آنچه را که به‌طور کنایی در عنوانش وعده‌ می‌دهد به خوبی به مخاطب منتقل کند؛ همانقدر رشک برانگیز، همانقدر نفرت انگیز. 

آنچه که بیشتر به چشم می آید داستان فیلم است، داستانی درباره گذر زمان، و استرس و غم این اتفاق برای ما. هنگامیکه ‌در فصل پنجم جولی در شهر از موقعیت “آنچه که هست به سوی آنچه که می خواهد”، می رود، در کل اسلو زمان از حرکت می ایستد. علاوه بر معانی استعاری این سکانس، برای من از طرفی، اشاره زیبایی است به “اصالت فرد و لحظه” در دنیای قهرمانان تریر و از دیگر سو مساله غمناک گذر زمان را به “نمایش می گذارد”. غیر از این سکانس و فصل مونتاژی آغازین فیلم و چند صحنه دیگر، فیلم بیشترِ آنچه را که در نظر دارد “نمایش نمی دهد”٬ “بلکه می گوید”. اما چه اهمیتی دارد!

در Oslo, August 31 st قهرمان این نکته را به نمایش گذاشته است که ؛ “مساله این نیست که چرا من اینگونه ام، درواقع آنچه سوال برانگیز است این است که چرا دیگران اینگونه نیستند.” در اینجا نیز مساله اصلی همین است. در آنجا با یک سقوط مواجهیم و در اینجا با پیرنگ بلوغ. جالب آنکه با تمام فراز و فرود ها، ما تغییری در کاراکتر جولی نمی بینیم. گویی فیلمساز ما را در معرض قضاوتی قرار میدهد، که قادر به آن نیستیم.I try everything to find my destiny

Block or Report

Aydin liked this review