Jandar ★★★

درامی تنش زا

سینمای ایران عمدتاً بر پاشنهٔ سوژه های اجتماعی و موضوعاتی مشابه در رابطه با قصاص، جلب رضایت اولیاء دم، دعوا و بگومگوهای خانوادگی، تصمیم و انتخاب های اخلاقی در بزنگاه های حساس و... می چرخد که قصد بر تکیه زدن به دیدگاه ها و مضامین اخلاقی دارند. در این میان، نحوهٔ بیان قصه و شکل پرداخت روایت و اتخاذ زاویهٔ دیدِ تازه در نگاه به سوژه و موضوع از اهمیتی فراوان برخوردار هستند تا یک فیلم ضمن به سرانجام رساندن قصه اش به نحو احسن، تماشاگر را به خوبی درگیر موقعیت های داستانی خود نماید. «جان دار» چنین فیلمی است که کارگردانیِ آن را پدرام پورامیری و حسین امیری دوماری مشترکاً به عهده داشته اند.
این دو در اولین کار بلند خود در مقام کارگردان، در کنار فیلمبرداری کاربلد به اسم هومن بهمنش و با تیمی از بازیگران مطرح همچون حامد بهداد، باران کوثری، فاطمه معتمدآریا و جواد عزتی به داستانی پرداخته اند که وقوع یک قتل سرفصل آن است و بعد شامل تبعات آن و بحرانی که یک خانواده را دربر می گیرد، می شود.
فیلم در طرحِ قصهٔ خود از اُلگویی آشنا پیروی می کند؛ اینکه آرامشِ ابتدایی با طوفانی از مصیبت و رنج برهم زده می شود و در واقع یک اتفاق ناگوار، جشن و شادی را به عزا تبدیل می کند. شروع «جان دار» نیز بر همین منوال است: ساکنان خانه در شب مراسم عقد دختر خانواده، اسماء(باران کوثری) مجلس سرور و شادی برپا کرده اند و می زنند و می رقصند. تماشاگری که این فضا را در شروع فیلم ها لمس کرده است، به خوبی می داند این ها حکم آرامش قبل از طوفان را دارند و به زودی اتفاقی در راه است. نگرانی نیز از همینجا آغاز می شود: غذاها هنوز از راه نرسیده اند و میزبانان باید آبروداری کنند. وقتی وانتِ غذایی سر و کله اش پیدا می شود، تماشاگران جا می خورند؛ برادر خواستگار قبلیِ عروس به همراه دو نفر دیگر، رانندهٔ وانت را خفت کرده و آمده اند تا شر به پا کنند. بدین ترتیب درگیری سختی رخ می دهد که به قتل برادر خواستگار قبلی می انجامد.
در این سکانس دو کارگردان جوان فیلم، با دوربینِ یاری گر هومن بهمنش درگیری را آنطور که هست نشان می دهند و به خوبی در جهت کارگردانی آن برآمده اند. وقوع قتل و سپس از راه رسیدن برادر مقتول، یاسر(جواد عزتی) نخستین مسئله ای است تا فیلم اشتیاق تماشاگران را برای ادامهٔ داستان حفظ نماید و کشش دراماتیکِ لازم را برای آن ها به وجود آورد.
با اینکه در «جان دار» قتلی اتفاق میفتد و بعد مسئلهٔ قصاص در آن مطرح می شود اما فیلم تماماً به این موضوع برنمی گردد؛ «جان دار» در لایه های زیرین خود می کوشد شرف و غیرت که در فرهنگِ خانواده های ایرانی ریشه دوانده است را به هم گره بزند و از طرفی تماشاگر در موقعیت و بحرانی پیچیده، بر سر دوراهی قرار بگیرد: در یک طرف جمال(از برادران خانواده) که قرار است طنابِ دار بر گردنش آویخته شود و در طرف دیگر، اسماء که تنها راه نجات برادرش منوط به تن دادن به ازدواج با یاسرِ قلدر است.
اگرچه مطرح شدن مسئلهٔ قصاص درپیِ یک قتل، موضوعی تازه در سینمای ایران محسوب نمی شود اما «جان دار» اساساً با نگاهی تازه سعی در تعریفِ داستان خود دارد. اصلی ترین ویژگی فیلم نیز در این بین به فیلمنامه ی آن بازمی گردد؛ فیلمنامهٔ «جان دار» از این حیث که در آن، خرده روایت ها به خوبی در جهت تقویت پیرنگ اصلی گام برمی دارند و گره های داستانی به موقع ایجاد شده و هربار نیز از قبل محکم تر می شوند و مدام بحران و تنش را در درام تشدید می کنند، از نمونه های قابل اعتنا در یکی-دو سال اخیر سینمای ایران است. در دلِ این فیلمنامه اطلاعات به شکل تدریجی به ما منتقل می شوند؛ اینگونه که فیلم نزد مخاطبِ خود هربار ورقی تازه برای رو کردن داشته باشد. بهترین نمونه اش موقع مشخص شدن تنی و ناتنی بودن افراد در آن خانواده است؛ آنجا که می فهمیم مادر خانواده(فاطمه معتمدآریا) در واقع مادر ناتنی اسماء و برادر کوچکتر او(علی شادمان) به حساب می آید. حال بردار کوچکتر درپی محافظت از خواهر تنی اش است و مادر به همراه پسر بزرگ خود(حامد بهداد) بیش از همه به فکر جمال که پشت میله های زندان قرار دارد.
اما بی شک بعد از فیلمنامه، نقطه قوتِ «جان دار» تیم قوی ای ست که بازیگران آن تشکیل داده اند: فاطمه معتمدآریا در نقش مادری که به هر قیمت می خواهد پسرش از زندان خارج شود و پای چوبهٔ دار نرود، مثل همیشه انتظارات را برآورده می کند؛ حامد بهداد نقش برادر بزرگ خانواده را باورپذیر از آب درآورده و از عهدهٔ کشمکش ها به خوبی برآمده است؛ علی شادمان هم همان برادر کوچکِ متعصبی ست که در یک خانواده می توان انتظار داشت. در این بین اما کسی که بیشتر می درخشد، جواد عزتی است. جواد عزتی یک شخصیت قلدر و غیرقابل مهار را به نمایش می گذارد که ضمن برخورداری از جذابیتِ سینمایی به خوبی بر بحران و سطحِ تنش می افزاید. در مورد باران کوثری و مسعود کرامتی ولی می توان عنوان کرد، آن دو بازی ضعیفی دارند. «جان دار» نمونه ی فیلمی است که در سینمای اجتماعی ایران سرش به تنش می ارزد و باعث می شود مخاطب از برخی از کم و کاستی ها در آن(مثلاً در پرداخت شخصیت ها) چشم پوشی کند و تا پایان درگیر روایت شود. اساساً بیشترین ایراد را به پایان بندی فیلم وارد کرده اند که البته از جانب برخی از منتقدین به اشتباه پایانِ باز تلقی شده است. به نظرم نریشن پایانی و محو شدن جمال در نمای آخر(که از نظر سینمایی معنا دارد) تکلیف را مشخص می کند. باید تبریک گفت به پدرام پورامیری و حسین امیری دوماری برای اولین فیلم شان