• Casa de Lava

    Casa de Lava

    ★★★★

    به یاد تو دریا رفتم
    ***
    در تاریخ وصاف می‌گفت: و بر این سوز، می‌سازم... و این جمله می‌رفت تا در حدود هفتصد سال بعد، در متن یک فیلم، در پیچِ یک کوچه‌ی خاکی حلول کند. و ناگهان، یک نوازنده‌ی سوخته‌دلِ محلی در دهکده‌ای دور که مردمانش شب‌های تابستان چنین حالی دارند. (تصویر). خنیاگرِ خوشدلِ کوی و برزن‌ها که می‌توانی بعد از ظهرها به او در محلِ لب آب مراجعه کنی که آب بر سر و صورت می‌زند. تجسّمی است از وضوی یک عارف. تندیسی زنده از یک "دلباخته‌ی دلسوخته".

    ...سری به کوچه خاکی‌ها بزن...

  • Welcome to New York

    Welcome to New York

    ★★★★

    - What excites you the most? hens or smart men?
    - smart men like you.

  • Read My Lips

    Read My Lips

    ★★★★

    طُرفه

  • One Man Up

    One Man Up

    ★★★

    .تو و آن بزم ماهی‌خورانِ تک‌نفره‌ات

  • Atlan

    Atlan

    ★★★★

    خوجه حاجی میگه: اگه اسب یتیمی اومد تو خونه ات؛ باید تا آخرش مراقبش باشی

  • The Cook, the Thief, His Wife & Her Lover

    The Cook, the Thief, His Wife & Her Lover

    ★★★★★

    خوش در میان خون برو

  • A Quiet Passion

    A Quiet Passion

    ★★★½

    Let's raise a glass or two
    To all the things I've lost on you

    LP

  • Invasion

    Invasion

    ★★

    در تماشای هجوم شهرام مکری
    شهرام مکری؛ در عروج یا هبوطِ تکنیک؟

    آدمی که برای دیدن هجوم پا به سینما گذاشته بود، می‌رفت که شهرام مکری را ببیند نه یک فیلم سینمایی. می‌خواست که دوباره خودِ شهرام مکری را در قامت یک ماهی و گربه‌‌ی دیگر ببیند و این نوعِ شوق تلاقی با یک کارگردان، در سینمای امروز ایران وقتی این‌طور زبانه می‌کشد حادثه‌ی کم‌قدری نیست.
    بلیط هجوم را از یک‌ هفته پیش در تماشاخانه‌ی پارس کرمان رزرو کرده بودم…

  • Asphyxia

    Asphyxia

    ½

    به امید رویت نشانی از جیرانیِ «شام آخر»، به دیدنِ «خفگی» رفتن اگر برای مسامحه‌کارها سرخوردگی به بار نیاورد قطعا حال و حالتی کدر را موجب خواهد شد که سرسنگینی می‌آورد و دلیل آن ‌هم معلوم است. خفگی همان‌طور که نام‌اش فریاد می‌زند، فیلم زیبایی نیست و قرار هم نیست که باشد. داستان در تیمارستان می‌گذرد و اگر حتی خانه و کاشانه‌ای هم در این فیلم به چشم می‌خورد همان قد و پهنا و کیفیتِ حال تیمارستان را دارد. خشونت…

  • The Foster Boy

    The Foster Boy

    ★★★★

    ساز دهنی و آکاردئون را همواره سازهای مخصوصِ غم‌گساری می‌دانستم و همیشه موقع گوش دادن به آن‌ها چانه‌ام روی زانویم بود و به غمناکی تاب می‌خوردم. که این فیلم آکاردئون را پیش‌نظرم جایگاه والامقام‌تری نسبت به گذشته داد.

  • Phoenix

    Phoenix

    ★★★★½

    توی پایون‌بندی گُر گرفته بودم و زیپ کاپشنم را متعصبانه تا حلق بالا می‌کشیدم. رفتم بیرون و مهدی صمدانی با لبخند دود بیرون می‌داد و مرتب به این فیلم صفتِ شعر می‌داد و من با دست‌هایم پشت کمر، به دیوار تکیه زده بودم که سرم سبک بود

  • Life and a Day

    Life and a Day

    قشر پایین جامعه‌ای که کف آشپزخانه جملات قصار بیان می‌دارند🙂